تبليغاتX
ایکاریوس

ایکاریوس
ایکاریوس مکانی است برای رشد و بالیدن قلم و پروراندن مهر و دوستی و مروت در کنار نقد زنده و جاندار 
قالب وبلاگ
 

بندر بوشهر، ۱۲۰ سال قبل

 

 نمایی از بندر بوشهر از سفارت بریتانیا. پرچم بریتانیا و زمین های تنیس در عکس پیداست.

 عکس از آرشیو هولتون - سال 1894

 

شهروندان انگلیسی سوار بر اسب، نزدیک اداره پست و سفارت  بریتانیا در بندر بوشهر.

 عکس اهدایی از آرشیو هولتون - سال 1894

 


موضوعات مرتبط: عکس ها
برچسب‌ها: بندر بوشهر, عکسهای تاریخی بوشهر, سفارت انگلیس در بوشهر, کنسولگری انگلستان در بوشهر
[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:34 ] [ مصطفی دهقان ] [ ]

 

یک دیپلمات آلمانی با لباس دلیران تنگستان + عکس


 

ویلهلم واسموس (Wilhelm Wassmuss))۸۸۰-۱۹۳۱ (یک دیپلمات آلمانی بود. او در اولندورف در نزدیکی هانوور به دنیا آمد. پس از تحصیل در رشته های حقوق و شرق شناسی در سال ۱۹۰۹ به خدمت وزارت خارجه آلمان در آمد و در سال ۱۹۰۹ با مقام معاون کنسول (کنسول دوم) به بوشهر فرستاده شد. او در سال ۱۹۱۳ پس از اقامت کوتاهی در ماداگاسکار دوباره و اين بار با مقام سرکنسول به بوشهر فرستاده شد. در سال ۱۹۱۴ قرار بود واسموس با عنوان سفیر کبیر به مصر برود که این سفر بخاطر آغاز جنگ جهانی اول در بین راه متوقف شد و او به عجله به برلین بازگشت تا اطلاعات خود را در باره ایران در اختیار دولت قرار دهد. او در دوره جنگ جهانی اول سعی در دامن زدن به مبارزات علیه سیاست بریتانیا در جنوب ایران داشت. گاه او را به قیاس لورنس عربستان که مامور انگلیسی بود، «لورنس آلمان»  خوانده‌اند.

واسموس در ۱۹۱۳ به بوشهر بازگشت و با شروع جنگ جهانی اول در به راه انداختن شورش‌هایی علیه منافع بریتانیا در جنوب ایران کوشش کرد. او با سران محلی و رؤسای عشایر جنوب ایران از جمله دزفول، شوشتر و بهبهان روابط مؤثری برقرار کرد. عملیات و اقدام‌های او از پشتیبانی وسیع وزارت خارجه آلمان و قیصر ویلهلم دوم برخوردار بود. گفته می‌شود او به همراه رئیس‌علی دلواری با انگلیسی‌ها می‌جنگید. داستان هایی از تعقیب او و گریزش از نیروهای انگلیسی و وابستگان آن‌ها رایج است.

واسموس پس از پایان جنگ اسیر نیروهای بریتانیا شد و تا ۱۹۲۰ در زندان بود. پس از آن به آلمان بازگشت و سعی کرد از دولت شکست خورده آلمان پولی برای وفا به وعده‌هایی که به عشایر جنوب ایران داده بود بگیرد اما موفق نشد. او بر آن شد که خود به جنوب ایران بازگردد و به وعده‌های خود عمل کند. به این منظور زمینی در اطراف بوشهر خرید تا با کشاورزی درآمدی کسب کند. این کار سر انجامی نداشت و واسموس در سال ۱۹۳۱ فقیرتر از گذشته به آلمان بازگشت و پس از شش ماه درگذشت.

 

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:18 ] [ مصطفی دهقان ] [ ]
 

بازگشت آهوها به جزیره خارگ

 

آهوان خارگ که طبق سرشماری سال 1381 تعدادشان 1005 راس بوده، در آبان ماه 1387 بر اثر بیماری پوستی جرب تعدادشان به  29 راس کاهش یافت (نزدیک به 75 درصد کاهش جمعیت).

و این چند راس باقیمانده نیز به شدت در خطر نابودی بودند. تا اینکه مسئولین سازمان حفاظت از محیط زیست با پیگیری نویسندگان و مطبوعات مختلف، دست به کار شده و با اعزام گروه های دامپزشک به جزیره، موفق شدند، گرچه دیر، اما این بیماری را متوقف کنند.

و امروز آهوان جزیره به تدریج به روزگار خوش و خرم حضورشان در خارگ نزدیک شده اند. طبق گزارشهای منتشر شده از سوی این سازمان، در سرشماری تابستان 1390 تعداد این آهوان در مجموع 297 راس اعلام شده، و نشان دهنده ی تلاشهایی است که این مسئولین بر خود هموار نموده اند.   


موضوعات مرتبط: روزنوشت ها
[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 19:49 ] [ مصطفی دهقان ] [ ]

 

نخستین ماشین در ایران + عکس

این تصویری است از جورج استیونس در سفر از تبریز به کرمان که به نظرم نخستین سفر توسط اتومبیل در این مسیر است و مربوط می شود به سال ۱۲۸۴ شمسی یا ۱۹۰۵ میلادی.  جورج استیونس از خانواده ای تاجر بود که بنگاهی تجاری را در تبریز به راه انداخته بودند و  به تجارت فرش مشغول بودند.

عکس بالا تصویری است از جورج استیونس در سفر از تبریز به کرمان که به نظرم نخستین سفر توسط اتومبیل در این مسیر است و مربوط می شود به سال ۱۲۸۴ شمسی یا ۱۹۰۵ میلادی.  جورج استیونس از خانواده ای تاجر بود که بنگاهی تجاری را در تبریز به راه انداخته بودند و  به تجارت فرش مشغول بودند.

آنچه باعث شد تا نگاهی بهتر به این تصویر داشته باشم ، نوع ارتباطی است که همواره میان ما ایرانی ها و خارجی های ایرانگرد رایج بوده است. نگاهی خودباخته و خودکمتر بین و احساس ضعف و زبونی در مقابل ابهت و شکوه و برتری خارجیهایی که هر کدام به فراخور ماموریتی، روزگاری را در این ملک گذرانده اند. گرچه این آمد و رفت خارجیان منشا بسیاری تحولات و شکوفایی ها بوده است و گاهی خود ما هم نمایندگانی را به فرنگ اعزام نموده ایم تا پیام آور ترقی و نوآوریهای فرنگی به وطن باشند، اما این نگاه همواره موجب شده است تا خود را باور نداشته باشیم و دست بسته در اختیار مستشاران و تاجران خوش لباس و مغرور و با ابهت فرنگی باشیم و لحظه ای حتی به فکر ترقی و خودکفایی نباشیم.

گرچه معتقدم خودکفایی به معنی طرد خارجیان و عدم استفاده از دانش و تجربه آنها نیست و همواره باید دانش و تجربه ی آنها را حتی به قیمتی گزاف خریداری کنیم تا راه را بر پیشرفت و تحولی که قرنهاست از آن محروم مانده ایم هموار کنیم.

باید دربهای ترقی و پیشرفت و آمد و رفت تاجران و دانشمندان و اهالی فن و تجربه را بار دیگر بگشاییم و به خود بیاموزیم که با عزت نفس و اعتماد به خود، از پتانسیل های فنی و علمی و اقتصادی دیگران به خوبی بهره مند شویم. و فرصت های کسب این تجارب مفید را به جوانان پرشور و با استعداد ایران هدیه کنیم.


موضوعات مرتبط: روزنوشت ها
[ جمعه چهارم فروردین 1391 ] [ 18:26 ] [ مصطفی دهقان ] [ ]

سال نو مبارک

خدايا پس بر محمد و آلش رحمت فرست و هر چه را كه برايم پسنديده ‏اى در نظرم محبوب ساز. و تحمل آنچه را كه بر من وارد ساخته‏ اى آسان فرماى و مرا از آلودگى اعمال پيشينم پاك ساز و از شر افعال ناستوده‏ اى كه از اين پيش مرتكب شده‏ ام بپيراى. و از لذت عافيت كاميابم كن، و گوارائى سلامت را به من بچشان،....
توئى كه بی شرط استحقاق، احسان مي كنى. و بدون سابقه، نعمت عظيم می ‏بخشى. و توئى بخشايشگر كريم و صاحب عظمت و تكريم.

صحیفه سجادیه- دعای پانزدهم

[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 13:55 ] [ مصطفی دهقان ] [ ]
 

آشنایی با رشته مترجمی زبان انگلیسی

مصطفی دهقان

مهمترین مزیت مترجمی نسبت به بسیاری رشته های دیگر این است که شما می توانید از لحظه ورود به دانشگاه یا حتی قبل از آن یعنی هنگام پذیرفته شدن در آزمون سراسری، کار خود را به عنوان یک مترجم آغاز کنید و کسب درآمد کنید. شاید ذکر خاطره ای در این زمینه جالب باشد.

"من قبل از آنکه نتایج کنکور سراسری اعلام شود در یک شرکت خصوصی به عنوان کمک نقشه بردار مشغول شدم و سعی کردم در فاصله زمانی میان کنکور و اعلام نتایج چندماهی را در آن شرکت فعالیت کنم تا علاوه بر کسب درآمد، تجربه نقشه برداری و کار با دوربین های توپوگرافی و نرم افزار اتوکد را کسب کنم و علاوه بر این با واژگان تخصصی این رشته هم تا حدودی آشنا شوم. هنگامی که خبر قبولی من در کنکور سراسری زبان با رتبه 301 در محیط شرکت پیچید معاون شرکت و مدیر محترم با هم به توافق رسیدند که پیشنهاد تازه ای به من بدهند. آنها پیشنهاد کردند که من با دریافت همان حقوق همیشگی در شرکت باقی بمانم و دیگر نیاز نیست مثل سایر پرسنل در کوه و صحرا به دنبال دوربین نقشه برداری و گرفتن ژالون برای نقشه بردار باشم و تنها پیشنهاد کردند که به ترجمه کتابهای انگلیسی در زمینه نرم افزارهای نقشه کشی بپردازم و علاوه بر حقوق ثابت دستمزد ترجمه را هم دریافت کنم. و این اولین پیشنهادی بود که من در زمینه ترجمه تا آن روز داشتم."

پس می بینید که این رشته تا چه حد می تواند در نگاه دیگران و اطرافیان نسبت به شما تاثیر داشته باشد. اما باید به یاد داشته باشید که این ارزش و اعتبار را نباید با ترجمه های ضعیف و بدکیفیت خدشه دار کنید و بر هر مترجمی است که همواره دانش و اطلاعات خود را به روز نگاه دارد.

بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید

 


موضوعات مرتبط: ترجمه ها
برچسب‌ها: کنکور کارشناسی مترجمی, مترجمی زبان انگلیسی, رشته مترجمی, مطالعات ترجمه
ادامه مطلب
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 20:57 ] [ مصطفی دهقان ] [ ]

 

گاهی نگاهت را عوض کن

خیلی وقت ها بدون توجه به شرایط و بی آنکه آگاه باشیم از شرایط کنونی دوستمان و یا همکارمان، می کوشیم تا همچون همیشه با او باشیم؛ مثلا ممکن است طبق روال گذشته با او شوخی های عجیب کنیم یا حتی به دلیل آنکه کاری را که از او خواسته ایم به انجام نرسانده سرزنش کنیم. غافل از اینکه شاید او در شرایطی مناسب نباشد و ممکن است دلیل موجه و پراهمیتی برای خود داشته باشد و یا اصلا در عزای کسی باشد که همین تازگیها از دست داده است. و این تجربه تلخی است که تازگیها مدام تجربه اش کرده ام و تعدادی از دوستان نزدیک یا حتی همکاران از روی عدم آگاهی آن هم درست در لحظه ای که داغدار دایی از دست رفته ام بوده ام، حالم را بدتر کرده اند. جای گلایه نیست چرا که در دنیای پرارتباط امروز و به مدد فناوری های ارتباطی گوناگون باز هم گاهی خبرها آنگونه که باید به دست آنهایی که باید نمی رسد و حاصل آن می شود که من تجربه کرده ام و بی شک تنها تجربه منحصر به فرد من نخواهد بود؛ که دوستان دیگری هم چنین تجربه ای را گزارش کرده اند.

حال به جای ذکر آن تجربه های تلخ، داستانی را از استفان کاوی (از سرشناس ترین چهره های علم موفقیت) نقل می کنم که تاثیری شگرف بر من داشته است:

« صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.»

استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:« صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟» و خودش ادامه می‌دهد که:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....

اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم .»


موضوعات مرتبط: روزنوشت ها
[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 17:56 ] [ مصطفی دهقان ] [ ]
 

 

جملاتی آرام بخش برای آنها که عزیزی را از دست داده اند

نویسنده: دکتر ملانی گیلبرگ

ترجمه: مصطفی دهقان

 

غصه و اندوه تجربه ای انفرادی است

مرگ عزیزان یا از دست دادنشان، مخصوصا پدر و مادر، همسر و یا فرزندی دوست داشتنی، یکی از عمیق ترین دردهایی است که آدمی می تواند تجربه کند. مطالعات نشان داده است که الگوی خاص و معینی برای عزاداری وجود ندارد. برخی ها هیچ گاه نمی توانند با این درد کنار بیایند، اما از طرفی آدمهایی هم هستند که به هیچ وجه در این گونه مواقع عزاداری و گریه نمی کنند.

 


موضوعات مرتبط: ترجمه ها
ادامه مطلب
[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 23:14 ] [ مصطفی دهقان ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب