تبليغاتX
ایکاریوس
اینجا آخر دنیا نیست جمعه 19 تیر1388 10
 

اینجا آخر دنیا نیست

نگاارش و تصویر: ایکاریوس

 

این روزها آنقدر هوا ألوده هست که به سختی می شود تنفس کرد چه رسد به اینکه اصلا بتوان نگاهی به اطراف داشت و اصلا جلویت را دید. و این برای ما که نه اما برای عده ای چه خوب شده! همین که تو نتوانی ببینی و به هر طریق تو اگر نبینی یا ببینی و سکوت کنی می شوی یک آدم خوب و سر به راه و کسی که شایسته ی ستایش خواهی بود. پس سکوت کن و یا اصلا ساعتی از این فضا بگریز و به دنیای زیرین سفر کن.

 

 گرچه در این دنیای آبکی هم اگر سکوت را بشکنی و لب به فریاد بگشایی خواهی دید که تو را پرپر خواهند کرد همانها که تو را به کمین نشسته اند.

 

 

 و تو البته باز تشکیل می شوی و سبزی ات دوام می یابد و من این را در همین دنیای آبی دیده ام

 

و سبز بزرگتر خواهد شد 

 

و حتی دریای سبز گل خواهد داد 

 

و مرجان ها باز فضای خالی دریاها را پرخواهند کرد

 

و نردبان های ترقی باز نمایان خواهند شد 

 

و تو به ساحل راه خواهی یافت 

 

 

تنها بدان که اینجا اخر دنیا نیست 

نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |

 

آخرین گل

نگارش و تصویر: جیمز تربر

ترجمه: دکتر صالح حسینی

منبع تصاویر: http://www.ommas-aarden.net

 

 

 بر کسی پوشیده نیست که جنگ جهانی دوازدهم 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |

 

صید حلال

برای ندا آقا سلطان شقایقی که بی رحمانه در خرداد خونین ۸۸ پرپر شد 

 

شمس لنگرودی

برای دخترم ندا آقا سلطان

دخترم

سنت شان بود

زنده به گورت کنند

تو کشته شدی

ملتی زنده به گور می شود.

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که پول مرگ تو را گرفته

شام حلال می خورد.

تو فقط ایستاد ه بودی

و خوشدلانه نگاه می کردی

که به خانه ات بر گردی

اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم

و خیل خیال های خوش آینده

بر در و دیوارش پرپر می زنند.

تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی

مرغی حیران

که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند

تو به دام افتادی

همچون خوشه ی انگوری

که لگدکوب شد

و بدل به شراب حرام می شود.

کیانند اینان

پنهان بر پنجره ها، بام ها

کیانند اینان در تاریکی

که با صدای پرنده ی خانگی

پارس می کنند.

کشتندت دخترم

کشتندت

تا یک تن کم شود

اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.

آه ندای عزیز من

گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود

باز شد

گسترده شد

و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید

و اینانی که ندا داده اند

                        بلبلانند

میلیون ها تن که گرد گلی نشسته

                              و نام تو را می خوانند.

یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی

یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که صید حلال می خورد.

1/4/ ١٣٨٨

نوشته شده توسط ایکاریوس  | لینک ثابت |