دروازه های جزیره را باز کنید
تازگی ها دوستی از کانادا در ایمیلی که ارسال کرده بود ضمن ابراز احساسات از دیدن عکسهای جزیره و تداعی خاطراتی که این عکسها برایش داشته بودند، از من پرسیده بود که آیا هنوز هم برای ورود و خروج به جزیره باید کارت داشته باشید یا خیر؟ و گفته بود که آن روزها - حدود ۴۰ سال پیش - عمده ساکنان جزیره را مردم شرکت نفت و نیروی دریایی و پرسنل آموزش و پرورش تشکیل می دادند که دارای کارت اقامت بودند و برای ورود و خروج به جزیره لازم بود که از سازمان امنیت مجوز دریافت کنند. که گفتم" آری هنوز هم برای ورود و خروج باید کارت داشته باشی و هر بار تمام سابقه ات را بررسی کنند و اگر تشخیص دادند که تو بومی هستی یا کارت اقامت داری وارد شوی به جزیره یا از آن بگریزی."
بحث در مورد این موضوع و اینکه اصلا آیا می شود خارگ را جزیره ای آزاد اعلام نمود و مانند کیش یا قشم سرنوشتش را سپرد به دست سرمایه گذاران خصوصی و دولتی، بحثی است بس دراز. اولا خارگ تافته ای است جدا بافته از کل مملکت. نه مالکیتش به وضوح روشن است برای مسئولین و نه اصلا تمایلی هست برای روشن کردن و رفع ابهام در مورد مالکیتش. و پرونده مالکیت جزیره سالهاست که دارد غبار می خورد. و این اولین و عمده ترین مانع است بر سر پیشرفت اقتصادی جزیره و به تبع آن پیشرفت های فرهنگی و اجتماعی.
ثانیا بسته بودن دروازه های جزیره و سختگیری های امنیتی برای ورود و خروج به جزیره باعث شده است تا خارگ با داشتن پتانسیل های غنی و ارزشمندی از نظر محیط زیست و آثار باستانی و تاریخی و نیز آیین های فرهنگی، همواره از خودنمایی درصفحات مطبوعات و نشریات و در کل رسانه های دسته جمعی محروم باشد و به تبع آن کمتر کسی از وجود چنین جزیره ای در شمال غربی خلیج فارس آگاه باشد. همچنین این بسته بودن و بی ارتباطی با دنیای بیرون لطمه های جبران ناپذیری را در وضعیت فرهنگی و اجتماعی جزیره برجای گذاشته است. و امروز نابودی تدریجی "زبان خارگی" و نیز افسردگی اکثر جزیره نشینان و در نتیجه بی میلی نسبت به حضور در فعالیت های اجتماعی نمونه هایی از این لطمه هاست. همچنین صعب الورود بودن جزیره برای هنرمندان و روزنامه نگاران و خبرنگاران این جزیره را از فرصت های پیشرفت و ترقی بازداشته است و همین امر برخی مسئولین را به خواب کاذبی فرو برده است. و صرف وجود امنیت در جزیره، خارگ را از هرگونه پیشرفت و ترقی در زمینه های مذکور محروم نموده.
گرچه وجود امنیت و آرامش در جزیره نعمتی است که همواره باید آن را ارج نهاد و تلاش های دست اندرکاران امنیتی را تقدیر نمود، اما نباید از ذهن دور داشت که جوامع در تقابل و هم اندیشی با یکدیگرند که ارتقا می یابند و رونق می گیرند و خواهی دید که اگر از خارگ وجود صنعت نفت را نادیده بگیری، این جزیره به عنوان یک بخش و جزیی از شهرستان بوشهر در زمینه های اجتماعی و فرهنگی و علمی و رفاهی کمتر توسعه ای داشته و این را می توان با نگاهی سطحی به زیرساخت های جزیره دریافت. عدم وجود مراکزی چون کانون پرورش فکری، موسسات آموزشی، حوزه های هنری، کتابخانه عمومی، پژوهشکده های گوناگون در زمینه های مختلف علمی و نیز اداراتی همچون "آتش نشانی" و " آب و فاضلاب" و حتی دفاتر "ثبت ازدواج و طلاق" و . . . از نیازهای اولیه و ابتدایی هرشهروندی است که سازمان های ذیربط موظف اند به تاسیس آنها در هر شهر. و می بینی که در خارگ خبری از آنها نیست.
و همچون آهوهای خارگ که به دلیل عدم احساس خطر و نبودن حیوانات شکارگر، از تولید مثل خودداری کردند تا اینکه براثر بیماری کشنده ی "جرب" امروز تنها ۳۰ راس از آنها در دشت های جزیره ویلان اند، با این وضع اگر پیش رویم نه دیگر از "زبان خارگی" خبری خواهد بود و نه اصلا جوان خارگی به هوای پیشرفت و ترقی سر به آستانی خواهد سود که احیانا در علم نجوم صاحب نظر شود و نه اصلا فریادی از سر حق خواهی شنید، چه رسد به اینکه بلندپروازی کنیم و صنعت توریسم و توریسم صنعتی و طبیعی را در جزیره راه بیندازیم. دروازه های جزیره را باز کنید.

