از روزگار رفته حکایت
یادی از فتح الله خان حیات داودی - مدعی مالکیت جزیره خارگ
در ادامه مطلب قبل " دروازه های جزیره را باز کنید" نگاهی دارم به یادداشت های مرحوم کریم کشاورز - زندانی سیاسی در سالهای ۱۳۳۳ در خارگ - در مورد فتح الله خان حیات داودی که بنا به برخی اسناد مالک حقیقی جزیره خارگ بوده است. کریم کشاورز در این نوشته با نگاهی بدبینانه و تاحدودی تحقیر آمیز، به اختصار شرحی از ماجرای حیات داودی را ارائه می کند و همچون سایر بخش های کتاب که نگاهی موهن به ساکنان جزیره دارد، قضاوتی ناشایست از "نهضت جنوب" نیز ارائه می کند که البته با شناختی که از روی نوشته های مرحوم کریم کشاورز نسبت به ایشان بافته ام، معتقدم اینگونه قضاوت کردن در مورد اشخاص و حوادث موجود در کتاب " چهارده ماه در خارک" ، بیشتر حاصل دستکاری اداره سانسور حکومت پهلوی می تواند باشد. البته اگر بتوان چنین انصافی به خرج داد. و اما یادداشت های پراکنده کریم کشاورز در جزیره خارگ راجع به فتح الله خان حیات داودی:

عکس: کتاب " تاریخ بندر ریگ" - نوشته دکتر سید جعفر حمیدی
امروز عصر (۲۷ مرداد ۱۳۳۴) از دور مردی را دیدیم که لباس شهری (کت و شلوار) به تن دارد و در پیشاپیش عده ای مرکب از کدخدا و سران و ریش سفیدان ده به سوی امامزاده علمدار می رود. معلوم شد حیات داودی مدعی مالکیت جزیره خارک است که برای سرکشی ملک خود از گناوه آمده است و اکنون به زیارت امامزاده و دیدن باغ شریف (باغ بن نصر) می رود. سروانی نیز همراه او بود که گفتند دوست و مهمان اوست و از گناوه آمده است.
". . . امشب از سر شب موتور بی سیم پادگان دائم در کار بود. حتی ساعت یازده هم هنوز از کار نیفتاده بود. معلوم است واقعه فوق العاده ای روی داده است. یک ساعت بعد از نیمه شب صدای همهمه سربازان که از آسایشگاه بیرون ریخته به سوی مرکز پادگان می رفتند از خواب بیدارم کرد. همه اسلحه داشتند. خیلی نگران شدم. ولی با ما کاری نداشتند. مع هذا احضار آنان و بی خواب کردنشان در این ساعت شگفتی آور بود. . . شب آبستن است تا چه زاید سحر!
۲۸ مرداد ۱۳۳۴
. . . گروهبان آتشی گفت: " دیشب هیچ کدام نخوابیدیم." سبب پرسیدم. گفت: " مگر ندیدید که سربازان را آماده کرده بودیم. بالاخره پدرسوخته را بیرون کردیم" معلوم شد حیات داودی بدون اجازه وارد خارک یا به قول خودش "ملک خود" شده بود. دیشب کار کردن بی سیم هم مربوط به همین پیش آمد بود. رییس پادگان با خرمشهر و آبادان و بوشهر سوال و جواب می کرد و بالاخره موفق شد حکم اخراج حیات داودی را به دست آورد و پس از دریافت حکم نامردی نکرد و همان نصف شب او و همراهانش را در لنچی که آنها را آورده بود نشاند و به گناوه بازگرداند. آماده کردن سربازان هم "اقدامات احتیاطی" بود. حیات داودی - یکی از فئودالهای محلی گناوه و بندر ریگ - به کمک رشوه و حیل و تطمیع مامورین مالیه و ثبت و توصیه نماینده انگلیس در بوشهر و شیراز - خارک را به نام خود ثبت کرده است. ولی گویا بعضی مقامات دولتی معترضند. حیات داودی در آنچه به اصطلاح "نهضت جنوب" نامیده شده بود شرکت داشته است و در نتیجه غارت و چپاول ثروت هنگفتی به هم زده است. کدخدا عبدالرسول دست نشانده اوست و مصدقی دکاندار خارک و دو سه نفر دیگر هم از ایادی او می باشند. شنیده ام که کدخدای سابق خارک را او و ایادی او نابود کرده کدخدای جدید را به جای او نشاندند. "
منبع: چهارده ماه در خارک - یادداشت های روزانه زندانی - کریم کشاورز - انتشارات پیام - تهران - ۱۳۶۳- صص: ۳۲۷-۳۲۸
لینک مطلب در خبرگزاری خلیج فارس

